"ساجد"
برو ساجد فکری خودت کن
برو ساجد
همچنان در رو بگو با خود
درود و بدرود های واپسین را
برو خاک ریز بر سرت عابد
برو سالک بزن هر در
ز هر سو
ز هر عارف
پرش کن ساغرت را ز هر می
به نزد هر ساقی خوش عهد و نذری
برو امشب به نزد هر عاشق بیدار
همانان که پی در پی
سلوک اندر سلوکند
برو ساجد
بزن بوسه
به دست آنکه راهت داد
به دست آنکه چاهت کند!!
برو فکری به حال زیبارویان عالم کن
که کمتر مسحور زلف و
خمَ ابروی خود باشند!!
برو ساجد به نزد سکان دار میخانه
که میَ قضَات عدل خانه
نی ز میَ میخانه
برو دائم برو
تا آنجا که بتوانی
که هر مکتب
کرسی ای دارد به ویرانی
برو دائم نظر کن
کوی های عاشقی را
که هر عاشق گذر کرد کوی ها را
همی گفتم که چشمم داد
همی گفتم که آن عاشق
با عشق ،عشقم داد
برو ساجد
بکن پیشه طریق آشنایی
شوی آشنای آن عاشق
در این دار تنهایی
آری
در این دار تنهایی...
امضا:"ساجد" کازرون-قائمیه
برچسب:
نویسنده: ساجد